نسیم سحر

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن


 

محل تولد: ري 
تاريخ تولد: 543 ق 
تاریخ وفات: 630 ق 
استادان:؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟  
شاگردان: شمس الدين خسرو شاهي، قطب الدين مصري، زين الدين کشي، شمس الدين خوئي، شهاب الدين نيشابوري 

معرفي تفسير:
 تفسير کبير مهم ترين و جامع ترين اثر فخر رازى و يکى از چند تفسير مهم و برجسته قرآن کريم به زبان عربى است. اين کتاب به سبب حجم بسيارش به تفسير کبير مشهور شده ولى نام اصلى آن مفاتيح الغيب است.
فخر رازى، بر خلاف زمخشرى، که هدف از تفسيرش دفاع از آموزه‏هاى معتزلى است، بصراحت به انگيزه و هدف خود در نگارش اين تفسير اشاره‏اى نکرده ولى عملا در جاى جاى آن، به دفاع از مذهب کلامى ابو الحسن اشعرى( متوفى 334) و رد آراى مخالفان وى، به ويژه معتزله، پرداخته است‏ .

يکى از دلايل شهرت و اعتبار تفسير کبير، تأثير آن بر تفاسير بعدى است. برخى از مفسرانى که از محتواى تفسير کبير و روش آن استفاده کرده يا تأثير پذيرفته‏اند، عبارت‏ اند از: نيشابورى در غرائب القرآن، بيضاوى در انوار التنزيل، آلوسى در روح المعانى، قاسمى در محاسن التأويل، طباطبائى در الميزان و سيد محمد رشيد رضا در المنار . فخر رازى در نگارش تفسير خود از آثار و تفاسير گوناگونى بهره بردهولى نام بيشتر آنها را ذکر نکرده است . از جمله آثارى که نام برده، الآثار الباقية عن القرون الخالية ابو ريحان بيرونى و الاعتذار قاضى عبد الجبار معتزلى و التوحيد ابن خزيمه است . با توجه به رويکرد عقلانى در تفسير فخر رازى، وى از تفاسير معتزلى نقل قول فراوانى آورده است‏ .

تفسير کبير از حيث نقل اقوال علما و رجال معتزلى نيز اهميت دارد و فخر رازى علاوه بر عبارتهايى از معتزليان متقدم، به اقوال و آراى معتزليان متأخر و معاصر خود، چون ابو الحسين بصرى( متوفى 436) و رکن الدين محمود ملاحمى( متوفى 536)، که فخر رازى از وى با نام محمود خوارزمى ياد کرده، نيز اشاره نموده است.

هر چند فخر رازى در ابتداى تفسير کبير گفته است که آن را در مقدمه و ابوابى تنظيم کرده و مقدمه نيز شامل ابواب و فصولى است، عملا در همان فصل اول از مقدمه، به تفسير« اعوذ باللّه من الشيطان الرجيم» پرداخته است. او تفسير هر سوره را با ذکر نام آن، محل نزول، تعداد آيات و اقوال مربوط به آن آغاز کرده، سپس با ذکر يک يا دو يا چند آيه از آن سوره، توضيح کوتاهى درباره مناسبت آنها با آيات قبلى داده است. اين ويژگى از امتيازات بارز اين تفسير است.سپس، چنانچه روايت يا حديثى از پيامبر اکرم، صحابه يا تابعين درباره آيه يا آيات وجود داشته، آنها را بررسى کرده، يا به ذکر مسائلى چون ناسخ و منسوخ يا شرح مصطلحات حديثى( مانند متواتر و آحاد و جرح و تعديل) پرداخته، آنگاه آيه يا آيات مورد نظر را به کوچکترين اجزاى مفهومى، تجزيه کرده و تحت عناوينى چون مسئله، سؤال، وجه، اقوال، امور و غيره، از ابعاد مختلف کلامى و فلسفى و لغوى و ادبى و فقهى و مانند اينها به بررسى و تفسير آنها پرداختهو در پايان، نظر خود را بيان نموده است. اين بحثهاى تفصيلى و پرداختن به ابعاد گوناگون يک مسئله، از ويژگي هاى بارز و منحصر به فرد تفسير کبير است.

روش تفسير :
تفسير کبير را از نظر روش، در شمار تفاسير عقلى و کلامى آورده ‏اند آن را از نوع تفسير به رأى جائز دانسته است. علامه طباطبائى نيز از طرفى اين تفسير را تفسيرى کلامى ذکر کرده( همانجا) و از طرف ديگر، تفسير متکلمان را تطبيق ناميده و رد کرده است. هر چند تفسير فخر رازى پر از مباحث کلامى و عقلى است، ظاهرا خود او لزوما به دنبال نگارش تفسيرى کلامى يا فلسفى يا تفسير به رأى، چه ممدوح چه مذموم، نبوده است، زيرا در تفسير خود به اين نکته اشاره‏اى نکرده و در وصيت نامه‏ اش مى‏نويسد که هيچيک از اين روشهاى فلسفى و کلامى در کنار روش قرآنى ارج و ارزشى ندارند. با توجه به اينکه محور غالب مباحث کلامى، آيات قرآن کريم بوده است، در تفسير کبير که صبغه‏اى کلامى دارد، مى‏توان مجموعه نسبتا کاملى را از آراى کلامى اشاعره، معتزله، کراميه و برخى فرق ديگر ملاحظه کرد و به يک دوره کامل از مباحث کلامى دست يافت.

برخى از مباحث کلامى- فلسفى که فخر رازى به آنها پرداخته عبارت‏ اند از: معرفت خداوند و اينکه آيا در شناخت او نظر و استدلال جائز است يا نه( لاگارد، ص 296، 339)، ايمان و اسلام، تفاوت ميان اين دو و ارکان ايمان، کلام الهى و بحث از حدوث و قدم آن، رؤيت خداوند( همان، ص 272)، عدل الاهى( همان، ص 293)، جبر و اختيار و قضا و قدر( همان، ص 246، 316)، حدوث و قدم عالم( همان، ص 208، 250)، اعجاز قرآن( همان، ص 207, اراده خداوندمفهوم استواى خداوند بر عرش( همان، ص 199)، تجسيم( همان، ص 223)، تثليث( همان، ص 223)، عصمت انبيا( همان، ص 294- 295)، شفاعت پيامبر اکرم( همان، ص 282)، عقيده شيعه در امامت معصوم و احتمال صحت آن( همان، ص 40)، بيان لزوم وجود معصوم در هر زمانى با اين توضيح که بر خلاف نظر شيعه و بنابر اعتقاد اشاعره و خود فخر رازى، مجموع امت معصوم است نه يک تن، و بحث معاد.

در ميان مفسران، فخر رازى بيش از همه در تبيين آيات باران کوشيده است(- باران، بخش دوم: باران در قرآن و حديث). از آراى خاص تفسيرى رازى، اعتقاد به نبودن واژه‏هاى دخيل و غير عربى در قرآن استهمچنين وى به نقل روايات اسباب نزول و ذکر قرائتهاى مختلف اهتمام فراوانى داشته است . فهرستى از آراى خاص تفسيرى فخر رازى را آورده است. غلبه صبغه کلامى- عقلى در تفسير کبير مانع از اين نشده است که فخر رازى در مواردى، از شيوه قرآن به قرآن، در تفسير آيات کريمه استفاده کند( همان، ص 136- 138) ولى با وجود اشاراتى که به احاديث پيامبر اکرم و امامان شيعه کرده و رواياتى که از صحابه و تابعين آورده، در تفسير خود اعتماد اندکى به احاديث داشته است.گفته مى‏شود که او در نقل احاديث به شيوه‏اى که در عصر او معمول بوده، سلسله سند حديث را ذکر نکرده و نيز احاديثى را که بسيارى از مفسران، حتى عقلى مشربانى چون زمخشرى و طبرسى، در فضائل سوره ‏ها و ثواب قرائت آنها نقل مى‏کنند، نياورده است( همان، ص 167, خرمشاهى، ص 80).

در تفسير کبير استفاده از رواياتى که از اسرائيليات شمرده مى‏شوند، بسيار اندک است. براى نمونه ذيل آيه« ن» در سوره قلم،« ن» را به معناى نهنگى که زمين بر پشت آن قرار دارد، دانسته است. فخر رازى هر چند اين روايت را در تفسير آيه مذکور آورده، آن را نه به سبب مخالفت با عقل يا اشکال در سلسله روايت يا محتواى حديث يا از اسرائيليات بودن رد کرده، بلکه از جنبه ادبى و نحوى مردود دانسته است.
تفسير فخر رازى با وجود صبغه کلامى، از اشارات صوفيانه خالى نيست و در تفسير برخى آيات به ذکر طريق و شيوه عارفان در تفسير آيات نيز پرداخته است(- فخر رازى،). سبکى ضمن اشاره به اينکه فخر رازى در تفسير خود عبارت هايى درباره تصوف آورده، از وى به عنوان فردى مبرّز در تصوف نيز ياد کرده است. از ويژگيهاى بارز روش فخر رازى در تفسير کبير، اهتمام جدّى او به بيان مناسبات ميان آيات و سور قرآن کريم است. وى تنها به ذکر يک مناسبت اکتفا نمى‏کند، بلکه در بيشتر مواقع به بيان چند مناسبت مى‏پردازد. عنايت به نکات ادبى و بلاغى، از جمله استشهاد به شواهد شعرى دوره جاهليت در مباحث لغوى و نحوى و بلاغى، از ديگر ويژگيهاى روش تفسيرى فخر رازى محسوب مى‏شود . وى در اين خصوص، بيشترين استفاده را از کشاف زمخشرى برده است( همان، ص 110). توجه به مباحث فقهى نيز از جمله خصايص روش فخر رازى در تفسير کبير است. فخر رازى در برخورد با آيات احکام، ابتدا آراى مکاتب و مذاهب مختلف فقهى را در خصوص آنها مطرح مى‏کند و سپس بتفصيل به بيان گرايش فقهى خود، يعنى مذهب فقهى شافعى، می پردازد و بر صحت آن استدلال مى‏کند.

درباره اينکه تمامى تفسير کبير را خود فخر رازى نوشته يا تنها بخشى از آن به قلم اوست، اختلاف نظر وجود دارد: يک نظر اين است که فخر رازى، خود، تفسيرش را به اتمام رسانده است زيرا تا پنجاه سال بعد از وفات او صحبتى از نقصان تفسير کبير نبوده و حتى شاگردان بزرگ رازى سخنى از آن به ميان نياورده‏اند. عبد الحميد( ص 54- 63)، بر اساس شواهد فراوانى از تفسير کبير، نتيجه گرفته که تمام آن را خود فخر رازى نوشته است. گروهى ديگر، بخشى از تفسير کبير را تأليف فخر رازى دانستهو براى اثبات نظرشان به خود تفسير کبير استناد کرده‏اند، از جمله ذيل آيه«جزاء بما کانوا يعملون»(واقعه: 24) که آمده است: المسألة الاولى الاصولية، ذکرها الامام فخر الدين رحمه اللّه فى مواضع کثيرة و نحن نذکر بعضها( فخر رازى، ج 21، ص 156). اين عبارت به روشنى گواه است بر اينکه فخر رازى در تفسيرش به اين جا نرسيده بوده و اين بخش از تفسير کبير را کس ديگرى نوشته است. به گفته ابو بکر بن احمد معروف به ابن قاضى شهبه( متوفى 851, ج 2، ص 333) و ابن حجر عسقلانى، تکميل کننده تفسير فخر رازى احمد بن محمد بن مکى قمولى( متوفى 725) بوده است. حاجى خليفه( ج 2، ستون 756) نوشته است که قمولى و شهاب الدين بن خليل خويى( متوفى 631) تفسير فخر رازى را تکميل کرده‏اند. ذهبى( ج 1، ص 293) معتقد است که بعد از فخر رازى، خويى شروع به تکميل تفسير کبير کرد ولى قبل از اتمام آن درگذشت و قمولى آن را به اتمام رساند. وى همچنين به نظر ديگرى هم اشاره مى‏کند و آن اينکه خويى و قمولى هر يک بتنهايى تکمله‏اى مستقل بر تفسير کبير نوشتند. به اين ترتيب، مسلّم شده که فخر الدين رازى خود تفسيرش را به پايان نرسانده ولى مشخص نيست تا کجاى آن را نوشته است. به عقيده ذهبى( همانجا) از ابتدا تا تفسير سوره انبياء، و به گفته خرمشاهى( ص 83) تا سوره فتح اثر فخر رازى است. در نسخه‏اى خطى از تفسير فخر رازى آمده که از بعد از تفسير سوره عنکبوت تأليف خويى است.

تفسير کبير به دليل مهارت فخر رازى در علوم مختلف، سرشار از مباحث کلامى، فلسفى، منطقى، فقهى، ادبى و غيره است و همين ويژگى آن را دايرة المعارف گونه کرده است. اين گستردگى و اطناب تفسير فخر رازى مى‏تواند از آن جهت باشد که وى آن را براى عموم ننوشته است. به نظر برخى از علماى تفسير، اشتمال تفسير فخر رازى بر اين حجم مطالب متنوع، از اهميت تفسيرى آن کاسته است. به گفته ابو حيّان غرناطى،( مفسر قرن هفتم و هشتم)، در تفسير فخر رازى مطالبى هست که در عالم تفسير نيازى به آنها نيست. ابن تيميّه نيز آن را تفسيرى دانسته که در آن، جز تفسير از هر موضوعى سخنى يافت مى‏شود( سيوطى، همانجا, صفدى، ج 4، ص 254). به عقيده سيوطى( همانجا)، اين تفسير مملو از سخنان حکما و فلاسفه است و بحثهاى تفسيرى‏اش بى‏ارتباط با آيات است. ابن خلّکان .نيز مى‏گويد که در آن مطالب غريب و نا آشناى فراوانى آمده است. سبکى در وصف اين کتاب گفته است که در آن همه چيز، از جمله تفسير، وجود دارد

عده‏اى نيز بر محتواى آن خرده گرفته ‏اند و معتقدند که تفسير کبير از اين جهت عيوب فراوانى دارد، از جمله ابو شامه مقدسى( متوفى 665, ص 68) معتقد است که فخر رازى در تفسير خود شبهات جدّى مخالفان اسلام و اهل سنّت را به بهترين شکل مطرح کرده ولى از حل آنها در نهايت عجز و ناتوانى فرومانده است. به گفته شرف الدين نصيبى، استاد و شيخ او سراج الدين سرمياحى مغربى در کتابى دو جلدى به نام المآخذ، به بيان معايب و نقاط ضعف تفسير فخر رازى پرداخته است( به نقل ابن حجر عسقلانى، 1390، ج 4، ص 428). اقبال لاهورى( ص 199، نيز- ص 293) نيز تفسير فخر رازى را مانع فهم درست قرآن دانسته است. برکة الشامى( ج 1، ص 24) اين نظر را که فخر رازى از دو روش تفصيل در تفسير سوره حمد و اجمال در ساير سوره‏ها استفاده کرده، رد نموده و معتقد است که فخر رازى در تمام تفسير خود، از يک شيوه بهره گرفته و تفصيل سوره حمد به اقتضاى خود سوره بوده و فخر رازى در تفسير برخى آيات ديگر نيز، به تناسب، مباحث را بتفصيل بيان کرده، از جمله ذيل آيه 31 سوره بقره، بحث گسترده‏اى درباره علم آورده است . 

آثار مفسر:

 

 المباحث المشرقيه ، تفسير مفاتيح الغيب ، نهاية العقول، کتاب الاربعين، المطالب العالية، محصل افکار المتقدمين و متأخرين، البيان و البرهان في الرد علي اهل الزيغ و الطغيان، المباحث العماديه في المطالب المعاديه، تهذيب الدلائل و عيون المسائل، ارشاد النظار الي لطائف الاسرار، تحصيل الحق، الزبدة، المعالم، مفاتيح الغيب، نهاية الاعجاز، المسائل الخمسون، شرح کليات قانون ابن سينا، ستيني، الملخص، شرح الاشارات (در اين کتاب ايراداتي بر ابن سينا وارد کرده که بعدا خواجه نصيرالدين طوسي آنها را جواب داده است)، شرح عيون الحکمة . 

نسیم سحر دات آی آر

تعجیل در ظهور آقا امام زمان عج صلوات

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی