close
تبلیغات در اینترنت

داستان حضرت شعیب عليه السلام در قرآن کریم

تبادل لینک
توریست 98
سرگرمی و تفریحی

موضوعات

چهارده معصوم علیم السلام

حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم

امام علی علیهم السلام

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

امام حسن علیم السلام

امام حسین علیهم السلام

امام سجاد علیهم السلام

امام محمد باقر علیهم السلام

امام جعفر صادق علیهم السلام

امام موسی کاظم علیهم السلام

امام رضا علیهم السلام

امام محمد جواد علیهم السلام

امام هادی علیهم السلام

امام حسن عسکری علیهم السلام

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف

ارتباط با خدا (بخش فرهنگی و موارد خاص سایت)

خداشناسی

توحید

عدل

نبوت و امامت

معاد

نماز

روزه

خمس

زکات

حج

جهاد

امر به معروف

نهی از منکر

حجاب و عفاف

زناشویی در اسلام

ازدواج در اسلام

مباحث قرآنی

قرآن

تربیت در قرآن

مفسران و قاریان

قرآن و حکومت

دعاهای قرآنی

قرآن و اهل بیت

مثال های قرآنی

انسان در قرآن

زندگی و خانواده در قرآن

مسائل ارتباط با خدا در قرآن

آموزش قرآن

قرآن آنلاین

داستان ، خاطرات و اشعار قرآنی

دیگر مباحث قرآنی

انقلاب - شهدا - دفاع مقدس

زندگی نامه شهدا

وصیت نامه شهدا

خاطرات شهدا

شهدای انقلاب

شهدای بعد از دفاع مقدس

شهدای هسته ای

صدا ها

مداحی ها

مولودی ولادت ائمه اطهار

زنگ خور موبایل

روضه خوانی ها

سخنرانی ها

دیگر نوا ها

ادعیه و مناجات

عکس ها

عکس شهدا

منظره و طبیعت

ائمه اطهار و کعبه

عکس های مقام معظم رهبری

عکس های حضرت امام رحمة الله علیه

عکس مناطق جنگی

دیگر تصاویر

فیلم ها و کلیپ ها

جشن های مناسبتی

فیلم موبایل

فیلم عزادرای ها

فیلم سخنرانی ها

فیلم های آموزشی

دیگر فیلم و کلیپ ها

احادیث و متن ها

احادیث نماز

احادیث روزه

احادیث خمس

احادیث زکات

احادیث حج

احادیث اخلاق

احادیث احترام

احادیث دوستی

اشعار مذهبی

خواندنی های جالب

خواندنی های علمی

احادیث دیگر

سایر متون

ادعیه و مناجات

آسیب های اجتماعی

مناسبت ها

عید نوروز نوبهار ایرانی ها

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

ولادت حضرت علی علیهم السلام

ولادت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

ماه رمضان

شهادت حضرت علی علیهم السلام

عید سعید فطر

عید سعید قربان

عید سعید غدیر خم

ماه محرم و ایام عاشورا

اربعین حسینی

رحلت رسول گرامی اسلام و امام حسن علیه السلام

ولادت امام رضا علیه السلام

ولادت پیامبر گرامی اسلام و امام جعفر صادق موسس مذهب جعفری

واقعه 9 دی ماه

22 بهمن ماه و پیروزی انقلاب اسلامی ایران

مناسبت های دیگر

کتاب ها

مذهبی

علمی

تاریخی

آموزشی

گناهان کبیره

دروغ

تهمت

زنا

استمناء

لواط

ترک نماز

خیانت

مشروب خواری

ربا خواری

قتل

شرک به خدای واحد

جنگ نرم

صدا ها

تصاویر

فیلم

متن

خارج از گود

خارج از گود

آخرین ارسال های انجمن سرگرمی و تفریحی نسیم سحر

کمی طاقت داشته باشید...
عنوانپاسخبازدیدتوسط
04pariii
03roozfreight
03hostcode
03hostcode
03hostcode
03sitecup1
03sitecup1
04sitecup1
26persian-boy
15persian-boy
05saraamini
05saraamini
06sitecode
04zibajarahi
03radvan
03ebrahim2e
03comtechtamir4
03comtechtamir4
03comtechtamir4
03comtechtamir4
04comtechtamir4
04hostcode
03hostcode
03hostcode
03sitecup1
03sitecup1
05sitecup1
03pariii
04hostcode
04hostcode
داستان حضرت شعیب عليه السلام در قرآن کریم

داستان حضرت شعیب عليه السلام در قرآن کریم

وَإِلَىٰ مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا ۚ قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـٰهٍ غَيْرُهُ ۖ وَلَا تَنقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ ۚ إِنِّي أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ

و ما به سوی اهل مدین برادرشان شعیب را (به رسالت فرستادیم)، وی گفت: ای قوم، خدای یکتا را که شما را جز او خدایی نیست پرستش کنید و در کیل و وزن کم‌فروشی مکنید، من خیر شما را در آن می‌بینم (که با همه عدل و انصاف کنید) و (اگر ظلم کنید) من می‌ترسم از روزی که عذابی سخت شما را فراگیرد.﴿٨٤﴾

وَيَا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ ۖ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

ای قوم، در سنجش وزن و کیل اجناس عدالت کنید و آن را تمام دهید و به مردم کم نفروشید و در زمین به فساد برنخیزید.﴿٨٥﴾

بَقِيَّتُ اللَّـهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ۚ وَمَا أَنَا عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ

(و بدانید که) آنچه خدا بر شما باقی گذارد برای شما بهتر است (از آن زیادتی که به خیانت و کم و گران فروشی به دست می‌آورید) اگر واقعا به خدا ایمان دارید. و من نگهبان شما (از عذاب خدا) نیستم.﴿٨٦﴾

قَالُوا يَا شُعَيْبُ أَصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ ۖ إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ

قوم گفتند: ای شعیب، آیا این نماز تو، تو را مأمور می‌کند که ما دست از پرستش خدایان پدرانمان و از تصرف در اموال به دلخواه خودمان برداریم؟ (آفرین) تو بسیار مرد بردبار خردمندی هستی!﴿٨٧﴾

قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىٰ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا ۚ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَىٰ مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ ۚ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ ۚ وَمَا تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّـهِ ۚ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ

شعیب گفت: ای قوم، رأی و نظریه شما چیست؟ آیا اگر مرا از جانب پروردگارم حجت روشن و دلیل قاطع باشد و از خود بر من رزق نیکو رسانده باشد (باز اطاعت او نکنم)؟ و (بدانید که) غرض من در آنچه شما را نهی می‌کنم ضدّیت و مخالفت با شما نیست بلکه تا بتوانم تنها مقصودم اصلاح امر شماست و از خدا در هر کار توفیق می‌طلبم و بر او توکل کرده و به درگاه او انابه و بازگشت دارم.﴿٨٨﴾

وَيَا قَوْمِ لَا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ ۚ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ

شعیب باز گفت: ای قوم، ضدّیت با من شما را بر آن وادار نکند که بر شما هم بلایی مانند قوم نوح یا قوم هود یا صالح از جانب خدا نازل شود و (به خصوص که) قوم لوط دورانشان دور از شما نیست.﴿٨٩﴾

وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ ۚ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ

و از خدای خود آمرزش طلبید و به درگاهش توبه و انابه کنید که خدای من بسیار مهربان و دوستدار بندگان است.﴿٩٠﴾

قَالُوا يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا ۖ وَلَوْلَا رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ ۖ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ

قوم پاسخ دادند که ای شعیب، ما بسیاری از آنچه می‌گویی نمی‌فهمیم و تو را در میان خود شخصی بی‌ارزش و ناتوان می‌بینیم و اگر (ملاحظه) طایفه تو نبود سنگسارت می‌کردیم، که تو را نزد ما عزت و احترامی نیست.﴿٩١﴾

قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللَّـهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءَكُمْ ظِهْرِيًّا ۖ إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ

شعیب گفت: ای قوم، آیا طایفه من عزتش نزد شما بیش از خداست؟ و خدا را به کلّی فراموش کردید؟ همانا خدای من به هر چه شما می‌کنید کاملا آگاه است.﴿٩٢﴾

وَيَا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَىٰ مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ ۖسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ ۖ وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ

ای قوم، شما هر کار می‌توانید انجام دهید من هم هر چه موظفم خواهم کرد، به زودی شما خواهید دانست که عذاب خواری و رسوایی بر کدام یک از من و شما می‌آید و دروغگو کیست، پس شما منتظر (نزول عذاب خدا) باشید که من هم (بر خود لطف و بر شما قهر حق را) منتظرم.﴿٩٣﴾

وَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ

و هنگامی که حکم (قهر) ما فرا رسید، ما شعیب و کسانی را که با او ایمان آوردند به لطف و مرحمت خود نجات دادیم، و ستمکاران را صیحه عذاب فرا گرفت که صبحگاه همه در دیار خود هلاک شدند.﴿٩٤﴾

كَأَن لَّمْ يَغْنَوْا فِيهَا ۗ أَلَا بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ 

چنان هلاک شدند که گویی هرگز در آن دیار نبودند، آگاه باشید که اهل مدین هم مانند کافران قوم ثمود از رحمت خدا دور شدند.﴿٩٥﴾

قرآن آنلاین

گفتارى پيرامون داستان شعيب (ع ) و قوم او
1. شعيب (ع ) سومين پيامبر عرب بود
منظور اين است كه آن جناب سومين پيامبر عربى است كه نام شريفشان در قرآن كريم آمده و پيامبران عرب عبارتند از: هود و صالح و شعيب و محمد (صلى اللّه عليه و آله و سلم )، كه پاره اى از سرگذشت هاى زندگى شعيب (عليه السلام ) در سوره هاى اعراف و هود و شعراء و قصص و عنكبوت آمده است .
شعيب (عليه السلام ) از اهل مدين بوده (و مدين شهرى بوده در سر راه شام ، راهى كه از شبه جزيره عربستان به طرف شام مى رفته ) و آن جناب با موسى بن عمران (عليه السلام ) معاصر بوده و يكى از دو دختر خود را در برابر هشت سال خدمت به عقد آن جناب در آورده و اگر موسى خواست ده سال خدمت كند خودش داوطلب شده و اين دو سال جزء قرار داد نبوده ، موسى (عليه السلام ) ده سال وى را خدمت كرد و سپس از آن جناب خدا حافظى نموده ، با خانواده اش از مدين به طرف مصر رهسپار شد.
و قوم اين پيغمبر يعنى اهل مدين بت مى پرستيدند، مردمى برخوردار از نعمت هاى الهى بودند. امنيت و رفاه و ارزانى قيمت ها و فراوانى نعمت داشتند ولى فساد در بينشان شيوع يافت مخصوصا كم فروشى و نقص در ترازو و قپان ، لذا خداى تعالى شعيب را بسوى آنها مبعوث كرد و دستور داد تا مردم را از پرستش بت ها و از فساد در زمين و نقص كيل ها و ميزان ها نهى كند و آن جناب مردم را بدانچه ماءمور شده بود دعوت كرد، اندرزشان داد، انذارشان كرد، بشارتشان داد، و مصايبى كه به قوم نوح ، قوم هود، قوم صالح و قوم لوط رسيده بود به يادشان آورد، و در احتجاج عليه كارهاى زشتشان و در موعظه و اندرزشان سعى بليغ كرد اما جز بيشتر شدن طغيان و كفر و فسوق در آنان نتيجه اى نگرفت .
مردم مدين بجز چند نفر به وى ايمان نياوردند بلكه در عوض شروع به اذيت او و مسخره كردن و تهديدش نموده ، مردم ديگر را از پيروى آن جناب بر حذر داشتند، بر سر هر راهى كه به جناب شعيب منتهى مى شد مى نشستند و رهگذران را از اينكه نزد شعيب بروند مى ترساندند و كسانى كه به وى ايمان آورده بودند را از راه خدا منع مى كردند و راه خدا را كج و معوج نشان مى دادند و مى خواستند هر چه بيشتر اين راه را زننده در نظرها جلوه دهند.
و سپس شروع كردند به تهمت زدن ، گاهى او را ساحر خواندند و زمانى كذابش معرفى كردند و خود آن جناب را تهديد كردند كه اگر دست از دعوتت برندارى سنگسارت خواهيم كرد و بار ديگر او و گروندگان به او را تهديد كردند كه از شهر بيرونتان مى كنيم مگر اينكه به كيش بتپرستى ما برگرديد. و به اين رفتار خود همچنان ادامه دادند تا آنكه آن حضرت از ايمان آوردنشان بكلى ماءيوس گرديد و بناچار رهايشان كرده به حال خودشان واگذار نمود و در آخر دعا كرد و از خداى تعالى درخواست فتح نموده ، عرضه داشت : ((ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الفاتحين )).
دنبال اين دعا خداى تعالى عذاب يوم الظله را نازل كرد، روزى كه ابر سياه همه جا را تاريك كرد و بارانى سيل آسا بباريد، اهل مدين آنجناب را مسخره مى كردند كه اگر از راستگويانى قطعه اى از طاق آسمان را بر سر ما ساقط كن ، پس صيحه آسمان آنها را بگرفت در نتيجه در خانه هايشان صبح كردند در حالى كه به زانو در آمده و مرده بودند و خداى تعالى شعيب و مؤ منين به وى را نجات داد، پس شعيب پشت به آن قوم مرده كرده ، گفت : چقدر در ابلاغ رسالت پروردگارم به شما كوشيدم و چقدر نصيحتتان كردم حالا چگونه مى توانم درباره سرنوشت شوم مردمى كافر اندوهناك باشم .
2. شخصيت معنوى شعيب (ع )
شعيب (عليه السلام ) از زمره پيغمبران مرسل و محترم خداى تعالى بود و خداى عزوجل آن جناب را در ستايش هايى كه از انبياى گرام خود نموده و در ثناى جميلى كه قرآن آن را در اين باره آورده شركت داده و قرآن كريم در آيات شريفه اش و مخصوصا در سوره اعراف و هود و شعراء از آن جناب مقدار زيادى از حقايق معارف و علوم الهى و ادب خيره كننده اى كه نسبت به پروردگارش و نسبت به مردم داشته حكايت كرده است .
و او خود را رسولى امين و مصلح و از صالحين شمرده و خداى تعالى همه اينها را از آن جناب حكايت كرده و امضاء و تصديق نموده و در شخصيت معنوى آن جناب همين بس كه كليم خدا، موسى بن عمران (عليه السلام ) نزديك به ده سال او را خدمت كرده است سلام اللّه عليه .
3. نظر تورات درباره آن حضرت 
در تورات داستان شعيب و قوم او نيامده ، تنها يادى كه از آن جناب كرده اين است كه در اصحاح دوم از سفر خروج گفته : بعد از آنكه موسى (عليه السلام ) آن مرد قبطى را كشت از مصر به مدين فرار كرد (تا آخر داستان ) و در آنجا شخصى را ذكر كرده به نام اعوئيل كاهن مديان (و يا به عبارتى ديگر عالم دينى شهر مدين ).
ادب شعيب (ع ) در دعا
و از جمله ادعيه انبياء، نفرينى است كه حضرت شعيب بر قوم خود كرده و گفته است : ((ربنا افتح بيننا و بين قومنا بالحق و انت خير الفاتحين )). بعد از آنكه از رستگارى قوم خود مايوس مى شود از خداى تعالى درخواست مى كند كه وعده اى كه درباره همه انبياء داده و از آن جمله فرموده : ((و لكل امه رسول فاذا جاء رسولهم قضى بينهم بالقسط و هم لا يظلمون )) تنجيز نموده كه بين او و قومش نيز به حق حكم كند. و جهت اينكه گفت : ((بين ما)) و نگفت : ((بين من )) اين بود كه مؤ منين به توحيد را نيز ضميمه كرده باشد، چون كفار قومش در تهديد خود، او و مؤمنين را تهديد كرده و به همه شان گفته بودند: ((لنخرجنك يا شعيب و الذين آمنوا معك من قريتنا او لتعودن فى ملتنا)) از اين جهت او نيز مؤمنين را ضميمه خود كرد و آنان را از قوم جدا و با خود بدرگاه خداى تعالى گسيل داشت و گفت : ((اى پروردگار ما حق را در بين ما و بين قوم ما ظاهر ساز)).
شعيب در اين دعاى خود در بين اسماى خدا تمسك كرد به خير الفاتحين براى اينكه سابقا هم گفتيم تمسك به آن صفت از صفات خداوندى كه مناسب با متن دعا باشد خود تاييد بليغ و به منزله قسم دادن خدا است به آن صفت ، به خلاف گفتار موسى كه گفت : ((رب انى لا املك الا نفسى و اخى فافرق بيننا و بين القوم الفاسقين )) براى اينكه گفتيم كلام آن جناب در واقع دعا نبود بلكه كنايه بود از خوددارى از تبليغ و ارجاع امر به خدا، بنابراين كلام او مقتضى قسم دادن نبود به خلاف كلام شعيب .


نسیم سحر دات آی آر

موضوع: قرآن,داستان ، خاطرات و اشعار قرآنی,

نویسنده:

تاریخ: یکشنبه 25 مرداد 1394 ساعت: 10:50

نظرات()

تعداد بازديد : 620

به این پست رای دهید:

بخش نظرات این مطلب


#####نظر دهنده گرامی توجه فرما:نظرات غیر مرتبط تایید نخواهد شد#####


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

نسیم

کپی برداری کلی یا کپی برداری از Rss شرعاً و قانوناً حرام و نسیم سحر هیچ رضایتی ندارد.

ads

X بستن تبلیغات

آمار

کل مطالب : 552
کل نظرات : 381
افراد آنلاین : 4
تعداد اعضا : 312
بازدید امروز : 926
بازدید کلی : 1,640,701
اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی : 107.22.126.144
مرورگر :
سیستم عامل :
امروز : یکشنبه 30 مهر 1396

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *کد امنیتیبارگزاری مجدد

نظرسنجي

دومین نظر سنجی انتخابات ریاست جمهوری 1396:در انتخابات ریاست جمهوری 96 به چه کسی رای خواهید داد؟/بنظر شما چه کسی برنده این رقابت خواهد بود؟/فقط یکبار میتوانید نظر بدهید-چند نفر را میتوانید انتخاب کنید-حتما باید عضو سایت باشید






امکانات جانبی

امتیاز شما به
کل سایت
امتیاز شما به
صفحه جاری