BLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Transitional//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-transitional.dtd">
تبلیغات در اینترنتclose
7 مرحله برای درمان شکست عشقی
زمان جاری : شنبه 14 تیر 1399 - 2:42 قبل از ظهر
نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


سلام دوست عزیز؛
به انجمن سرگرمی ، تفریحی و دوستانه خودت خوش اومدی
براي مشاهده تالار ها با امکانات کامل میتونید از طريق گزینه های زیر اقدام کنيد
عضویت سریع و آسان
یا
ورود به حساب کاربری


آیا میدانید؟ ایا میدانید :






تعداد بازدید 36
نویسنده پیام



ارسال‌ها : 1
عضویت: 24 /10 /1398
7 مرحله برای درمان شکست عشقی
یکی از دردهای جانکاه در روابط انسانی درد شکست عشقی است. زمانی که شما کسی را دوست دارید و به او احساسی پیدا کرده اید ولی بعد می بینید بی دلیل یا بنا به دلیل خاصی شما را رها کرده است. در این صورت بسیار اذیت می شوید و احساس می کنید دنیا به پایان رسیده است. دیگر چیزی شما را شاد نمی کند و هر جا می روید خاطره او را احساس می کنید و گویی دیگر چیزی به جز او در ذهن شما قرار نمی گیرد. در بسیاری از موراد هم مورد سرزنش دیگران قرار می گیرید و احساس می کنید کسی شما را درک نمی کند.
در این صورت اطرافیان هر کدام برای شما نسخه ای می پیچند و شما هم احساس می کنید هیچ کدام نمی دانند در روان شما چه می گذرد. اگر بخواهید درست تر به موضوع بپردازیم بهتر است مراحل شکست عشقی تا ترمیم این شکست را در ذهن داشته باشیم تا متوجه شوید اکنون در کدام قسمت قرار دارید.
۱٫ پرسیدن سوالات زیاد
در مرحله اول شوکه می شوید و شروع به پرسیدن سوال می کنید. یا از خودتان یا از دیگری بسیار سوال می پرسید: چرا این اتفاق افتاد؟ مگر من چه مشکلی داشتم؟ چرا رهایم کرد؟ چه جوری دلش آمد این کار ار بکند؟ آیا بر می گردد؟ چه کار اشتباهی کردم که رفت و…
۲- انکار
کمی جلوتر که می روید تلاش می کنید موضوع را انکار کنید و بگویید اتفاقی نیفتاده است و او برمی گردد. باور نمی کنید و آن را انکار می کنید. همه زندگی شما تحت تاثیر قرار می گیرد و می گویید بر می گرددد و همه چیز خوب می شود. فکر می کنید دارید خواب می بینید یا نهایتا اتفاقی بود که به زودی موضوع حل می شود و او می آید و رابطه درست می شود.
۳- چانه زنی
در این مرحله به هر رفتاری متوسل می شوید که او را برگردانید. نمی توانید بپذیرید که او برای همیشه رفته است. فکر کردن به این که او دیگر نمی آید دیوانه کننده است. منطق شما کار نمی کند. به هرکسی که می شناسید یا حتی به روانشناس، فال گیر و … متوسل می شوید و خواهش می کنید که او را به هر طریقی شده است برگردانند. حاضر هستید هر کاری کند تا دوباره رابطه شروع شود. قول می دهید که اخلاقتان خوب شود، قول می دهید که هر چیزی او بگوید انجام دهید و ده ها قول دیگر.
۴- تسکین یا ناامیدی
در این مرحله دو اتفاق می افتد: یا دیگر از آمدن او ناامید می شوید و به افسردگی یا رفتارهای نامناسبی روی می آورید یا به خاطر تلاش زیادی که کرده اید او موقتا بر می گردد. در این صورت موضوع همچنان حل نشده است و شما مشکلی که با هم داشته اید را هنوز هم دارید. پس باز هم به سرعت رابطه به هم می خورد حتی شاید این بار شما پیش دستی کنید.
۵- عصبانیت
در این مرحله دیگر از دست او یا خودتان عصبانی می شوید و اتفاقا این مرحله بسیار مهمی است که باید از آن آگاه باشید. دلیل این که شما از رفتن او بسیار دل شکسته شده اید لزوما علاقه فراوان به او نیست، بلکه به خاطر احساس طرد شدن و حس بی ارزشی است که این گونه ناامید و اذیت شده اید. در این مرحله ممکن است با او به شدت برخورد کنید و این برخورد را در حضورش یا در غیابش انجام دهید.
اگر در این مرحله به خود بیایید و ببینید که به خاطر این رابطه چقدر از خود دور شده اید و چقدر تحقیر شده اید شاید به خود بیایید. شاید دیگر خسته شوید و واقعا به مرحله تصمیم برسید و تصمیم بگیرید که رها کنید و بگذارید تا این درد ترمیم یابد.
۶- پذیرش
در این مرحله شما می پذیرید که این رابطه دیگر تمام شده است و می دانید که چنین موضوعاتی جزئی از زندگی است. متوجه می شوید که فقط شما نیستید که دچار این مشکل شده اید، بلکه میلیون ها نفر در جهان چنین مواردی را تجربه کرده اند.
در این مرحله گویی می پذیرید که شکست عشقی هم جزئی از زندگی است و باید آن را بپذیرید.
۷- بهبودی
در آخرین مرحله شکست عشقی شما فرصت عمیقی یافته اید که بیشتر به خود بیایید و ببینید که چه اشکالی در رفتارتان است، چه کمبودی داشته اید و چه نیازی دارید که باعث چنین موضوعاتی شده است. اگر کمی در این مرحله به خود بیایید اتفاقا شکست عشقی تبدیل به نوعی پیروزی عشقی می شود.
سعی کنید بقایای خاطراتی که با هم داشته اید را دور بریزید، در مکان هایی که قبلا با هم بوده اید تا مدتی نروید، کمتر به خوبی های او فکر کنید و حتی بدی های رابطه را بیش تر به ذهن بیاورید تا کم کم به حالت عادی برگردید. یادتان باشد در این رابطه خود را در درجه دوم قرار ندهید. شما یک انسان هستید با احساسات خاص انسانی تان. پس به احساسات خود احترام بگذارید و خود را سرزنش نکنید. یک احساس و یک خاطره بود و تمام شد ولی می توانید درس های فراوانی از آن یاد بگیرید.
فرزاد میراحمدی. نویسنده کتاب سیاست های زنانه به سبک هرا

سه شنبه 24 دی 1398 - 13:13
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
تازه سازي پاسخ ها



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :