close
تبلیغات در اینترنت
داستان حضرت آدم عليه السلام در قرآن کریم

نسیم سحر

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
یخچال قدرتمند و کم مصرف ال جی 1 4 idahhhhh
طراحی سایت بیمه مسافرتی 0 4 sitecode
یخچال ارزان قیمت سامسونگ 0 3 tourdubai
با تهران مبله دیگر نگران سفر کردن نباشید 4 155 idahh
کولرگازی پرفروش گری 0 3 tourdubai
کولرگازی پرقدرت اجنرال 0 3 tourdubai
کولرگازی شیک ال جی 0 5 tourdubai
​طراحی سایت تفریحی سرگرمی پارس ناز 1 14 fatem
کولرگازی فوق حرفه ای بوش 0 5 tourdubai
​طراحی سایت سازمان سنجش 0 5 sitecode
خرید کولرگازی گری ارزان پرتابل 0 5 marzland
خرید کولر گازی اجنرال 12 هزار مدل ASHG12LECA 0 5 diwash_ir
کفشور استیل 0 6 kian2137
مشخصات میان رده جدید موتورولا اعلام شد 0 11 mahin23
تبلت و تلفن هوشمند تاشو مایکروسافت معرفی شد 0 12 salma24
اضافه شدن قابلیت رزرو بلیت سینما به دستیار صوتی گوگل 0 10 ahmadi_f
مایکروسافت در حال آماده‌سازی سیستم عامل جدید ویندوز 10X 0 10 ahmadi_f
گیم پلی منحصر‌به‌فرد بازی The Last of Us Part 2 0 10 ahmadi_f
بازی Call of Duty: Mobile عرضه شد 0 10 ahmadi_f
اضافه شدن ویژگی حذف خودکار پیام در نسخه جدید واتس‌اپ 0 10 salma24
قابلیت «Restrict»، قدم بعدی اینستاگرام برای مقابله با قلدرهای مجازی 0 12 salma24
مشاهده جدیدترین کالاهای برندهای تجاری در اینستاگرام 0 8 salma24
​طراحی سایت خبرگزاری طرفداری 0 10 sitecode
اطلاعاتی بیشتر از Surface Neo اولین تبلت تاشو مایکروسافت 0 10 mahin23
ویژگی جدید گوگل پیکسل، کاربران خود را از تصادفات رانندگی نجات می‌دهد 0 10 mahin23
آغاز عرضه هوآوی Mate 30 و Mate 30 Pro در چین 0 11 mahin23
۶ نکته‌ای که ممکن است از مراسم رونمایی سری آیفون ۱۱ از دست داده باشید 0 10 mahin23
این دو اپلیکیشن اندرویدی را همین حالا حذف کنید! 0 10 salma24
هوش مصنوعی تولید عکس‌های جعلی را ساده‌تر می‌کند 0 11 ahmadi_f
عرضه هم‌زمان دو نسخه مختلف پلی‌استیشن ۵ 0 11 ahmadi_f

2

داستان حضرت آدم عليه السلام در قرآن کریم

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً ۖ قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ ۖ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ

و (به یاد آر) وقتی که پروردگارت فرشتگان را فرمود که من در زمین خلیفه‌ای خواهم گماشت، گفتند: آیا کسانی در زمین خواهی گماشت که در آن فساد کنند و خونها بریزند و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می‌کنیم؟! خداوند فرمود: من چیزی (از اسرار خلقت بشر) می‌دانم که شما نمی‌دانید.﴿٣٠﴾

وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلَائِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَـٰؤُلَاءِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

و خدا همه اسماء را به آدم یاد داد، آن گاه حقایق آن اسماء را در نظر فرشتگان پدید آورد و فرمود: اسماء اینان را بیان کنید اگر شما در دعوی خود صادقید.﴿٣١﴾

قَالُوا سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا ۖ إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ

گفتند: منزهی تو، ما نمی‌دانیم جز آنچه تو خود به ما تعلیم فرمودی، که تویی دانا و حکیم.﴿٣٢﴾

قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَائِهِمْ ۖ فَلَمَّا أَنبَأَهُم بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ

فرمود: ای آدم، ملائکه را به اسماء این حقایق آگاه ساز. چون آگاه ساخت، خدا فرمود: آیا شما را نگفتم که من بر غیب آسمانها و زمین دانا و بر آنچه آشکار و پنهان دارید آگاهم؟﴿٣٣﴾

آیات 30 تا 33 سوره مبارکه بقره

قرآن آنلاین

داستان آدم در قرآن اين مطلب (داستان خلافت انسان ) بر خلاف ساير داستان هايى كه در قرآن آمده ، تنها در يك جا آمده است و آن ، همين جاست .
پاسخى كه در اين آيه از ملائكه حكايت شده ، اشعار بر اين معنا دارد، كه ملائكه از كلام خداي تعالى كه فرمود: مي خواهم در زمين خليفه بگذارم ، چنين فهميده اند كه اين عمل باعث وقوع فساد و خون ريزى در زمين مي شود، و اين سخن فرشتگان پرستش از امرى بوده كه نسبت به آن جاهل بوده اند، و اين اشكالى را كه در مساءله خلافت يك موجود زمينى به ذهنشان رسيده حل كنند، نه اينكه در كار خداى تعالى اعتراض و چون و چرا كرده باشند.
پس خلاصه كلام آنان باين معنا برگشت مى كند كه : خليفه قرار دادن تنها باين منظور است كه آن خليفه و جانشين با تسبيح و حمد و تقديس زبانى ، و وجوديش ، نمايانگر خدا باشد، و زندگى زمينى اجازه چنين نمايشى باو نميدهد، بلكه بر عكس او را بسوى فساد و شر مى كشاند.
از سوى ديگر، وقتى غرض از خليفه نشاندن در زمين ، تسبيح و تقديس بآن معنا كه گفتيم حكايت كننده و نمايشگر صفات خدائى تو باشد، از تسبيح و حمد و تقديس خود ما حاصل است ، پس خليفه هاى تو مائيم ، و يا پس ما را خليفه خودت كن ، خليفه شدن اين موجود زمينى چه فايده اى براى تو دارد؟
خداي تعالى در رد اين سخن ملائكه فرمود: ((انى اعلم ما لا تعلمون ، و علم آدم الاسماء كلها)).
زمينه و سياق كلام به دو نكته اشاره دارد:
اول اينكه منظور از خلافت نامبرده جانشينى خدا در زمين بوده ، نه اينكه انسان جانشين ساكنان قبلى زمين شوند، كه در آن ايام منقرض شده بودند، و خدا خواسته انسان را جانشين آنها كند، همچنان كه بعضى از مفسرين اين احتمال را داده اند.
نكته دوم اين است كه خداى سبحان در پاسخ و رد پيشنهاد ملائكه ، مسئله فساد در زمين و خونريزى در آنرا، از خليفه زمينى نفى نكرد، و نفرمود: كه نه ، خليفه ايكه من در زمين ميگذارم خونريزى نخواهند كرد، و فساد نخواهند انگيخت ، و نيز دعوى ملائكه را (مبنى بر اينكه ما تسبيح و تقديس ‍ تو مى كنيم ) انكار نكرد، بلكه آنانرا بر دعوى خود تقرير و تصديق كرد.
در عوض مطلب ديگرى عنوان نمود، و آن اين بود كه در اين ميان مصلحتى هست ، كه ملائكه قادر بر ايفاء آن نيستند، و نمي توانند آنرا تحمل كنند، ولى اين خليفه زمينى قادر بر تحمل و ايفاى آن هست ، آرى انسان از خداى سبحان كمالاتى را نمايش ميدهد، و اسرارى را تحمل مى كند، كه در وسع و طاقت ملائكه نيست .
اين مصلحت بسيار ارزنده و بزرگ است ، بطوري كه مفسده فساد و سفك دماء را جبران مى كند، ابتداء در پاسخ ملائكه فرمود: (من ميدانم آنچه را كه شما نمي دانيد)، و در نوبت دوم ، بجاى آن جواب ، اينطور جواب مي دهد: كه (آيا بشما نگفتم من غيب آسمانها و زمين را بهتر ميدانم ؟) و مراد از غيب ، همان اسماء است ، نه علم آدم به آن اسماء، چون ملائكه اصلا اطلاعى نداشتند از اينكه در اين ميان اسمائى هست ، كه آنان علم بدان ندارند، ملائكه اين را نميدانستند، نه اينكه از وجود اسماء اطلاع داشته ، و از علم آدم به آنها بى اطلاع بوده اند، و گرنه جا نداشت خداي تعالى از ايشان از اسماء بپرسد، و اين خود روشن است ، كه سئوال نامبرده بخاطر اين بوده كه ملائكه از وجود اسماء بى خبر بوده اند.
و گرنه حق مقام ، اين بود كه به اين مقدار اكتفاء كند، كه به آدم بفرمايد: (ملائكه را از اسماء آنان خبر بده )، تا متوجه شوند كه آدم علم به آنها را دارد، نه اينكه از ملائكه بپرسد كه اسماء چيست ؟
پس اين سياق بما مى فهماند: كه ملائكه ادعاى شايستگى براى مقام خلافت كرده ، و اذعان كردند با این كه آدم اين شايستگى را ندارد، و چون لازمه اين مقام آنست كه خليفه اسماء را بداند، خداي تعالى از ملائكه از اسماء پرسيد، و آنها اظهار بى اطلاعى كردند، و چون از آدم پرسيد، و جواب داد به اين وسيله لياقت آدم براى حيازت اين مقام ، و عدم لياقت فرشتگان ثابت گرديد.
و سخن كوتاه آنكه معلوم مي شود آنچه آدم از خدا گرفت ، و آن علمى كه خدا بوى آموخت ، غير آن علمى بود كه ملائكه از آدم آموختند، علمى كه براى آدم دست داد، حقيقت علم باسماء بود، كه فرا گرفتن آن براى آدم ممكن بود، و براى ملائكه ممكن نبود، و آدم اگر مستحق و لايق خلافت خدائى شد، بخاطر همين علم باسماء بوده ، نه بخاطر خبر دادن از آن ، و گرنه بعد از خبر دادنش ، ملائكه هم مانند او با خبر شدند، ديگر جا نداشت كه باز هم بگويند: ما علمى نداريم ، ((سبحانك لا علم لنا، الا ما علمتنا))، (منزهى تو، ما جز آنچه تو تعليممان داده اى چيزى نمى دانيم ).


نسیم سحر دات آی آر

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

2