close
تبلیغات در اینترنت
عدل الهى در قرآن

نسیم سحر

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

عنوان پاسخ بازدید توسط
طراحی سایت بیمه مسافرتی 0 3 sitecode
یخچال ارزان قیمت سامسونگ 0 3 tourdubai
با تهران مبله دیگر نگران سفر کردن نباشید 4 155 idahh
یخچال قدرتمند و کم مصرف ال جی 0 3 tourdubai
کولرگازی پرفروش گری 0 3 tourdubai
کولرگازی پرقدرت اجنرال 0 3 tourdubai
کولرگازی شیک ال جی 0 5 tourdubai
​طراحی سایت تفریحی سرگرمی پارس ناز 1 12 fatem
کولرگازی فوق حرفه ای بوش 0 5 tourdubai
​طراحی سایت سازمان سنجش 0 5 sitecode
خرید کولرگازی گری ارزان پرتابل 0 5 marzland
خرید کولر گازی اجنرال 12 هزار مدل ASHG12LECA 0 5 diwash_ir
کفشور استیل 0 6 kian2137
مشخصات میان رده جدید موتورولا اعلام شد 0 9 mahin23
تبلت و تلفن هوشمند تاشو مایکروسافت معرفی شد 0 10 salma24
اضافه شدن قابلیت رزرو بلیت سینما به دستیار صوتی گوگل 0 8 ahmadi_f
مایکروسافت در حال آماده‌سازی سیستم عامل جدید ویندوز 10X 0 8 ahmadi_f
گیم پلی منحصر‌به‌فرد بازی The Last of Us Part 2 0 8 ahmadi_f
بازی Call of Duty: Mobile عرضه شد 0 8 ahmadi_f
اضافه شدن ویژگی حذف خودکار پیام در نسخه جدید واتس‌اپ 0 8 salma24
قابلیت «Restrict»، قدم بعدی اینستاگرام برای مقابله با قلدرهای مجازی 0 10 salma24
مشاهده جدیدترین کالاهای برندهای تجاری در اینستاگرام 0 8 salma24
​طراحی سایت خبرگزاری طرفداری 0 9 sitecode
اطلاعاتی بیشتر از Surface Neo اولین تبلت تاشو مایکروسافت 0 8 mahin23
ویژگی جدید گوگل پیکسل، کاربران خود را از تصادفات رانندگی نجات می‌دهد 0 8 mahin23
آغاز عرضه هوآوی Mate 30 و Mate 30 Pro در چین 0 8 mahin23
۶ نکته‌ای که ممکن است از مراسم رونمایی سری آیفون ۱۱ از دست داده باشید 0 8 mahin23
این دو اپلیکیشن اندرویدی را همین حالا حذف کنید! 0 8 salma24
هوش مصنوعی تولید عکس‌های جعلی را ساده‌تر می‌کند 0 9 ahmadi_f
عرضه هم‌زمان دو نسخه مختلف پلی‌استیشن ۵ 0 9 ahmadi_f

2

عدل الهى در قرآن

جمعه 02 اسفند 1392

عدل الهی در قرآن

در ادامه مطلب/دانلود ، مطلب را دریابید

 

 

.توجه کنید که این مطلب با مطلب انتشاری قبلی مرتبط است.از اینجا ببینید

 

عدل الهی در قرآن کریم

شايان ذكر است كه در قرآن كريم, واژه عدل و مشتقات آن هيچ گاه درباره خدا به كار نرفته, 7 بلكه عدل الهى عمدتاً در قالب ((نفى ظلم)) بيان شده است براى مثال, در برخى آيات آمده است كه خداوند در حق هيچ انسانى ظلم روا نمى دارد: 

ان الله لا يظلم الناس شيئاً ولكن الناس انفسهم يظلمون(يونس: 44) 
خدا به هيچ وجه به مردم ستم نمى كند, ليكن مردم خود بر خويشتن ستم مى كنند. در برخى از آيات نيز, عدل الهى در حوزه گسترده ترى بيان شده است : 

و لا يظلم ربك احداً (كهف: 49) 
و پروردگارت به هيچ كس ستم روا نمى دارد. 

و ما الله يريد ظلماً للعالمين (آل عمران: 108) 
و خداوند هيچ ستمى بر جهانيان نمى خواهد. 
مقصود از ((عالمين)) ممكن است موجودات عاقل, مانند انسانها, اجنه و فرشتگان باشد و اين احتمال نيز وجود دارد كه مقصود از آن, تمام موجودات عالم هستى باشد. در هر دو صورت آيه فوق عدالت ورزى خداوند را در حوزه اى گسترده تر از مجموعه انسانها ثابت مى كند. 

برخى آيات از عدالت تكوينى خداوند حكايت مى كنند: 

شهدا الله انه لا اله الا هو الملائكه و اولوا العلم قائما بالقسط (آل عمران : 18). 
خدا كه همواره به عدل قيام دارد گواهى مى دهد كه جز او هيچ معبودى نيست و فرشتگان و صاحبان دانش نيز گواهى مى دهند. 8 

پاره اى آيات نيز ناظر به عدالت تشريعى خداست: 

ولا نكلف نفساً الا وسعها (موئمنون : 62) 
و هيچ كس را جز به قدر توانش تكليف نمى كنيم. 

قل امر ربى بالقسط (اعراف : 29) 
بگو: پروردگار من به قسط (و عدل) فرمان داده است . 
هم چنين برخى از آيات را مى توان گواهى بر عدل جزايى خداوند دانست . براى مثاللا 

و نضع الموازين القسط ليوم القيامه فلا تظلم نفس شيئاً (انبياء : 47) 
و ترازوهاى عدل را در روز رستاخيز مى نهيم , پس هيچ كس ستمى نمى بيند. 

انه يبدا الخلق ثم يعيده ليجزى الذين آمنوا و عملواالصالحات بالقسط (يونس : 4) 
اوست كه آفرينش را آغاز مى كند سپس آن را باز مى گرداند تا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند, به عدالت پاداش دهد. 

و ما كنا معذبين حتى نبعث رسولاً (اسراء : 15) 
و تا پيامبرى برنينگيزيم (كسى را) عذاب نمى كنيم. 

فما كان ليظلمهم ولكن كانوا انفسهم يظلمون (توبه : 70 و روم 9) 
خدا بر آن نبود كه به آنان ستم كند ولى آنان بر خود ستم روا مى داشتند. 

آيه اخير, درباره عذابهايى است كه دامنگير برخى اقوام طغيانگر و سركش شد و قرآن, با ذكر فرجام آنان, تاءكيد مى كند كه كيفر الهى به هيچ وجه ظلم خداوند بر آنان نيست , بلكه نتيجه قهرى اعمال خودشان است و از اين رو, اگر پاى ظلمى در ميان باشد , در واقع خود آنان بر خويش ستم كرده اند. 

در كنار آيات قرآن كريم, احاديث فراوانى در بيان عدالت خداوند به ما رسيده است . در روايتى از پيامبر اكرم (ص) مى خوانيم : 

بالعدل قامت السماوات و الارض 9 
آسمانها و زمين براساس عدالت استوار شده است . 

امير موئمنان على (ع) در پاسخ شخصى كه از معناى توحيد و عدل پرسيده بود, فرمود: 

التوحيد ان لا تتوهمه و العدل ان لا تتهمه 
(حقيقت ) توحيد آن است كه خداوند را (در صورت مخلوقاتش ) در وهم و انديشه در نياورى و عدل آن است كه او را (به آنچه شايسته آن نيست) متهم نسازى. 

همچنين , در توصيف خداوند سبحان فرمود: 

ارتفع عن ظلم عباده و قام بالقسط فى خلقه و عدل عليهم فى حكمه 10 
(خداوند) برتر از آن است كه بر بندگانش ظلم كند. او در ميان مخلوقاتش به قسط و عدل قيام كرده و در حكمش عدالت را بر آنان جارى ساخته است . 

مرگ و نيستى 

يكى ديگر از شبهاتى كه درباره عدل الهى مطرح شده است , به مساءله مرگ مربوط مى شود ممكن است گمان شود اين واقعيت كه انسانها پس از گذشت مدتى نابود مى شوند, با عدالت خداوند سازگار نيست . 
در پاسخ به ادعاى فوق مى توان گفت: اولاً, مرگ يكى از لوازم لاينفك زندگى در عالم طبيعت است و موجودى كه دامان طبيعت به سر مى برد, قابليت بقاى دائمى در آن را ندارد. و ثانياً, اين شبهه, بر اين فرض استوار است كه مرگ, نيستى مطلق است, در حالى كه چنين نيست, بلكه مرگ صرفاً انتقال از يك جهان به جهان ديگر است . اگر با چنين برداشتى به مرگ بنگريم , هيچ وجهى براى اعتقاد به ناعادلانه بودن آن, وجود نخواهد داشت. 

مجازات اخروى و نسبت آن با گناه آدمى 

دو اشكالى كه تاكنون بررسى كرديم, به عدل تكوينى خداوند مربوط مى شد. اما مجازات اخروى با عدل جزايى خدا در ارتباط است : 

مبناى اين اشكال آن است كه به حكم عقل, تناسب بين جرم و جزاى آن بايد مراعات گردد. از اين رو, براى كسى كه از قوانين رانندگى تخلف كرده است, نبايد كيفرى همانند كيفر شخص قاتل در نظر گرفت. از سوى ديگر, در شريعت , كيفرهاى اخروى بسيار سنگينى براى گناهان انسانها تعيين شده است . براى مثال, قرآن عقوبت كسى را كه مرتكب قتل عمد شود, جاودانگى در جهنم مى داند بنابراين , مجازاتهاى اخروى خداوند, نه از جهت كيفيت و نه به لحاظ مدت آن, با جرم و گناهان بندگان در دنيا تناسبى ندارد و اين عدم تناسب با عدالت الهى سازگار نيست . 

پاسخ به اين اعتراض , در گروه تاءمل در ماهيت مجازاتهاى اخروى است حقيقت آن است كه كيفر اخروى با مجازاتهاى قراردادى از جهات مختلفى تفاوت دارد: مقدار و كيفيت مجازات قراردادى, تابع وضع و قرارداد است و از همين روست كه در نظامهاى حقوقى متفاوت , گاه كيفرهاى مختلفى براى جرم واحد در نظر گرفته مى شود. 
همچنين , هدف از مجازاتهاى قراردادى, علاوه بر تسليت خاطر كسى كه مورد جنايت قرار گرفته (يا بستگان او), برقرارى نظام اجتماعى و جلوگيرى از تكرار جرم است . اما مجازات اخروى امرى قراردادى نيست,بلكه نتيجه تكوينى و قهرى اعمال مجرمان در دنياست; همان گونه كه مثلاً خوردن زهر در دنيا, آثار تكوينى اجتناب ناپذيرى دارد و چنين نيست كه اگر كسى زهر بنو شد, در دادگاه احضار مى شود و به كيفر بيمارى يا مرگ محكوم مى گردد. 

برخى آيات قرآن گوياى آن اند كه مجازاتهاى اخروى رابطه تكوينى محكمى با گناهان دارند, بلكه اساساً چيزى جز تجسم گناهان و اعمال زشت انسان نيستند.13 
در سوره كهف آمده است : 

و وجدوا ما عملوا حاضراً ولا يظلم ربك احداً(كهف: 49) 
و آنچه را انجام داده اند حاضر يابند و پروردگارت به هيچ كس ستم نمى كند. 

اين آيه اعلام مى دارد كه اعمال انسان , در آخرت, چهره حقيقى خود را آشكار مى سازد و انسان حقيقت اعمال خود را مى يابد . در جاى ديگر مى فرمايد: 

يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضراً و ما عملت من سو تود لو ان بينها و بينه امداً بهيداً (آل عمران : 30) 
روزى كه هر كسى آنچه از كار نيك يا زشت انجام داده است, حاضر مى يابد (و) آرزو مى كند كاش ميان او و آن (كارهاى ) زشت فاصله اى دور بود.14 
بنابراين, رابطه كيفر اخروى با اعمال انسان همانند رابطه مجازاتهاى قراردادى با جرايم اجتماعى مجرمان نيست, تا از عدم تناسب و سنگينى غير عادلانه آن سخن به ميان آيد, بلكه صورت حقيقى گناهان است كه در جهان بازپسين آشكار گرديده و چهره نموده است . بنابراين, همان گونه كه عمل ظاهراً ساده و كوتاه مدتى, مانند خوردن سم, عراقب بسيار سنگين و دراز مدتى (مثلاً بيماريهاى طولانى يا محروميت ابدى از حيات) به دنبال دارد, گناهان انسان نيز, تكويناً, داراى آثار اجتناب ناپذيرى است كه در آخرت ظهور مى يابد و بلكه (به تعبير دقيقتر) خود گناهان و اعمال زشت , حقيقت خويش را در آخرت, كه محل كشف حقايق و برداشتن پرده هاست, آشكار مى سازند . بنابراين, جاودانگى قاتل انسان موئمن در دوزخ, مجازاتى قراردادى نيست, بلكه نتيجه تكوينى ارتكاب قتل (يا ظهور حقيقت اين عمل) است و از آنجا كه او با سو اختيار خويش به اين عمل مبادرت ورزيده, مساءله بى عدالتى و عدم تناسب كيفر و پاداش كاملاً منتفى است . 

عدل الهى و درد و رنج انسان. 

اعتراض ديگرى كه بر عدل الهى مى شود, آن است كه درد و رنجى كه از ناحيه مصائب, بلايا, ناملايمات, بيماريها و ... براى انسانها فراهم مىآيد, با عدالت ورزى خداوند سازگار نيست. 
در پاسخ به اين اعتراض, افزون بر آنچه كه در پاسخ به اشكالات قبلى ذكر گرديد, مى توان گفت : درد و رنجى كه در حيات دنيوى گريبانگير انسانها مى شود, از دو حالت خارج نيست: 

1ـ بخشى از آلام و مصائب آدمى برخاسته از اعمال ناشايست او و نتيجه گناهان و خطاهاى اوست. انسان, با توجه به غايت حكيمانه اى كه براى خلقت او وجود دارد, موجودى مختار آفريد شده است و گروهى از انسانها با سو اختيار خويش مرتكب خطا مى گردند و در نتيجه, به عواقب مرارت بار وتلخ آن گرفتار مى شوند بديهى است كه چنين درد و رنجى كه محصول كردار خود آدمى است , هيچ گونه منافاتى با عدل الهى ندارد. 
قرآن كريم نيز در آيات فراوانى به اين حقيقت اشاره مى كند كه بسيارى از گرفتاريهاى انسان ثمره اعمال خود اوست .15 

2ـ بخشى از تلخ كاميهاى انسان نيز ارتباطى به اعمال او ندارد و كيفر گناهان او نيست ; مانند درد و رنج كودكان بى گناهى كه مرتكب هيچ جرم و گناهى نشده اند درباره اين بخش, متكلمان اماميه معتقدند كه عدل الهى مقتضى جبران اين گروه از آلام است ; يعنى خداوند متعالى در دنيا يا در آخرت, نعمتى را به انسان درد كشيده , مى بخشد كه از درد و رنج او بزرگتر است و از اين طريق, درد و رنجى را كه او متحمل شده است, جبران مى كند.117 
بنابراين , روشن مى شود كه رنج كشيدن انسانها در دنيا , در هيچ صورتى مستلزم نفى عدل الهى نيست. 


سعيدى مهر, كلام اسلامى, ج 1 

پی نوشتها: 
======== 
--

--

--

--

--

--

7ـ گاه مساءله ((قبح تكليف بما لايطاق)) و ((قبح عقاب بلابيان)) كه در بحث ما, به ترتيب, از شئون عدل تشريعى و عدل جزايى خداوند قلمداد شدند, به صورت دو مساءله مستقل و از توابع بحث حسن و قبح عقلى مطرح مى شوند. 
8ـ بنگريد به: فاضل مقداد, النافع يوم الحشر فى شرح الباب الحادى عشر, ص 159 و 160 و ارشاد الطالبين, ص 261. البته آنچه در متن آمده تقرير ساده بخشى از استدلالى است كه در منابع كلامى آمده است. 
9ـ شايد به كار نبردن واژه ((عدل)) به معناى مورد نظر در قرآن, از آن رو باشد كه عدل گاهى به معناى انحراف از راه راست است, همان گونه كه در آيه اول سوره انعام بر شرك اطلاق شده: ((... ثم الذين كفروا بربهم يعدلون)) و به دليل اين اشتراك لفظى, در مورد خدا استعمال نشده است . 
10ـ در اين آيه, عدل الهى به صورت مطلق بيان شده است و از اين رو, مى توان آن را علاوه بر عدل تكوينى گواهى بر ديگر اقسام عدل نيز دانست . 
11ـ فيض كاشانى, تفسير صافى, ذيل آيه 7 از سوره رحمان (ج 2, ص 628). 
12ـ همان, خطبه 185. 
13ـ مثلاً ممكن است گفته شود كه مرگ و نابودى مخلوقات خداوند پس از آفريدن آنها, با حكمت الهى و غايتمندى خلقت انسان سازگارى ندارد. 
14ـ براى مطالعه جامعتر در زمينه عدل الهى, در آثار فارسى, مراجعه به كتاب عدل الهى اثر استاد شهيد مرتضى مطهرى بسيار سودمند است . 
15ـ در زمينه تجسم اعمال در بحث معاد (جلد دوم كتاب) سخن خواهيم گفت. 
16ـ نيز بنگريد: به بقره: 281 و زلزال: 8 ـ 6. 

تظرات ارسال شده

  • سلام من مايلم که با سايت شما تبادل لينک داشته باشم و سايت شمارو توي سايت خودم تبليغ کنم . همون طور هم شما سايت منو توي سايت خودتون تبليغ کنين.
    اگه مايليد پيام بدين (بهتره از طريق نظرات سايتم باشه)تا ارتباطمون با هم رو شروع کنيم.
    آدرس سايتم:
    www.pcschools.ir

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

2