نسیم سحر

جدید ترین مطالب
بخش بایگانی

آخرین ارسالی های انجمن

آیت الله محمد صادقى‏ صاحب تفسير البلاغ

محل تولد: تهران 
تاريخ تولد: 1346 ق 
تاریخ وفات: - 
استادان: آيت الله العظمى آقاى شاه ‏آبادى‏ ، ميرزا مهدى آشتيانى‏ ، شيخ احمد آشتيانى و محمد فيض همدانى‏ ، ميرزا مهدى خراسانى‏ ، آيت الله العظمى علامه طباطبايى‏ و ...  

 
شاگردان: ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
معرفي تفسير:
 مفسر دو تفسير معروف بنام الفرقان و البلاغ دارد که هر دو به زيور طبع مزين گرديده‏ اند. در تفسير الفرقان علاوه بر شيوه تفسير قرآن به قرآن از سنت نيز استمداد نموده است چنانچه از نام آن پيداست ولى در تفسير البلاغ تنها از روش تفسير قرآن به قرآن پيروى نموده که اين ويژگى موجب امتياز آن نسبت به الفرقان شده است‏ .

مفسر محترم از ميان روش ها و گرايش هاى تفسيرى بيشترى اهتمام خود را بر روش تفسير قرآن به قرآن متمرکز نموده است و بيش از نيم قرن در اين زمينه به تفسير پژوهى و قرآن‏ پژوهى پرداخته است به همين خاطر در عصر حاضر پيشگام غافله‏ سالار اين روش به شمار مى ‏آيد و در نزد عام و خاص از شهرت به سزايى برخوردار است. حاصل اين پژوهش تفسير الفرقان بطور عام و تفسير البلاغ بصورت خاص است.

روش تفسير :
 ايشان در تبيين روش تفسير قرآن به قرآن مي فرمايد« تفسير قرآن نياز به مقدمه دارد. مقدمات دو گونه است. يک: مقدماتى است که مفسر بتواند پاسخگوى نظرات مخالف قرآن باشد.
دو: مقدمات عادى و عمومى است. در روايتى از امير المومنين( ع) است که مى‏ فرمايد: انّ القرآن على اربعة اشياء على العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق. فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للاولياء و الحقايق للانبياء. مقصود از عبارت لفظ نيست. چون اگر لفظ بود همين لفظ را بکار مى ‏برد. بعد از لفظ معنا است. بعد از معنا هم اشاره و لطايف و حقايق است. اينجا بعد از عبارت اشاره فرموده پس عبارت يعنى معنا، که به معانى تحت اللفظى، نصّى و ظاهرى قرآن نظر دارد، و به کل عوام مسلمانان مربوط است و در اختصاص کسانى هم نيست. مراحل بعدى شرايطى دارد، و شرايط کسانى که اهل اشاره و اهل لطائفند و اهل عمقند شرايط ديگرى است، شرايط آن با دو چشم وارد حوزه شدن است. يک چشم فرعى يا حاشيه‏ اى که نظر به علوم دارد و چشم ديگر اصلى که نظر به قرآن دارد.

بايد تمام آراء و انديشه‏ هاى قرآنى، اسلامى، سنى و شيعى بر محور قرآن تصحيح و تفسير شود، آنچه با قرآن موافق است بپذيريد و آنچه مخالف است ردّ کنيد. اين بعد تخصصى است. در بعد عاميانه، عوام که بخواهند قرآن را بفهمند با اينکه دروس حوزوى نديده اند، فهمشان نسبت به عبارت ظاهرى قرآن منوط به دانستن لغت عربى است. يعنى طبق لغت قرآن در آيات تدبر و تعمق کنند.

زيرا لغات گاهى تضاد يا تناقض دارند. ولى قرآن از تمام جهات مانند لغت، جمله، دلالت فصاحت و بلاغت، صرف و وزن از ديگران بى‏ نياز است. يعنى همانگونه که خدا از جهت ذات، صفات و افعال از ديگران بى‏نياز است و ديگران به او نياز دارند. همانطور هم قرآن خدا کتاب خدا احتياج به چيزى ندارد، بنابراين قرآن مفسّر مطالب ديگران است نه ديگران مفسر قرآن. مفسّر در حقيقت مستفسر است يعنى مى‏خواهد قرآن را با قرآن بفهمد نه قرآن را با غير قرآن.

بايد به آراء، اقوال، نظرات حتى روايات ولو متواتر اصالت نداد زيرا روايت متواتر غلط نيز وجود دارد بدليل اينکه بر خلاف عقل، علم مطلق و قرآن است. بنابراين روايات اصالت ندارند. بلى سنت اصالت دارد.

سنت قطعى رسول خدا( ص) که طبعا موافق قرآن است نه شارح قرآن. زيرا سنت منشرح قرآن است مستفسر از قرآن است، آن قابل قبول است.

بنابراين لغات قرآن را از خود قرآن، ادب قرآن را از خود قرآن بايد گرفت يعنى همه چيز قرآن را بايد از خود قرآن گرفت که اين تفسير قرآن به قرآن است.

قرآن کلام خداست و همانگونه که خداوند نيازى به ديگران ندارد، کتابش نيز نيازى به ديگران ندارد. بنابراين اگر نيازى در استفسار آياتى از قرآن هست، همين نياز را خود قرآن برطرف مى‏کند. اين دليل عقلى مطلب است. دليل نقلى آن زياد است مثلا در آيه« و لا يأتونک بمثل الاّ جئناک بالحق و احسن تفسيرا» جئناک کيست؟ خداست. خدا چه چيز آورده است. خدا حق آورده، مخاطب آن نيز پيامبر است. براى پيامبر در مقابل مثل‏هاى ديگران که با مثل‏ها مى‏ خواهند حقايق را وارونه کنند و باطل را حق جلوه دهند، مى‏گويد:« الا جئناک» پس قرآن دو بعدى است. يکى حق است و ديگرى احسن تفسيرا است. همانطورى که قرآن حق‏اش احسن الحقائق است، تفسيرش نيز احسن تفاسير است. بنابراين به کمک اين آيه و آيات ديگر، قرآن خودش را تفسير مى‏ کند. بلى، تفکر، تفهم، فکر مطلق خالص، تعقل مطلق ناب اينها مقدماتى است که خود قرآن بيان کرده: أفلا تعقلون، افلا يشعرون افلا يتدبرون.

چه حديث که قرآن را با قرآن تفسير کرده، باشد چه نباشد قرآن خود خويشتن را تفسير مى‏ کند. و نمونه‏هايى در دو بعد وجود دارد. در روايات تفسيرى نوعا رسول الله( ص) و حضرت على و امامان( ع) قرآن را با قرآن تفسير مى‏ کنند.»

اين دقت در ريزه‏ کارى‏هاى قرآن‏پژوهى کار مفسران دقيقى همچون ايشان است که براى واضح شدن مقدارى آن را شرح و بسط مي دهيم.

از بيان اخير ايشان اين چنين استفاده ميشود که اگر تفسير قرآن منوط به غير قرآن مانند حديث و روايت باشد اين مشکل و محذور پيش مى‏ آورد زيرا آنچه را که خداوند حفاظت و صيانتش را تضمين کرده قرآن است نه حديث و بر فرض اگر روزى فرا رسد که حديث به عللى قابل دسترسى نباشد آيا فهم و تفسير قرآن امکان دارد يا خير؟ اگر معيار روش تفسير قرآن به قرآن باشد چنانچه مفسر محترم و علامه طباطبايى و حضرت استاد جوادى آملى و بزرگان ديگر برآنند هيچ مشکلى پيش نمى‏آيد ولى اگر معيار روش تفسير قرآن به حديث باشد کما اينکه برخى از دانشمندان و مفسران برآنند، تفسير ناممکن خواهد بود. 
 
آثار مفسر:

 

 1- تفسير« الفرقان فى تفسير القرآن بالقرآن و السنة» به زبان عربى در 30 جلد
2- تفسير« البلاغ فى تفسير القرآن بالقرآن» به زبان عربى در يک جلد
3- ترجمه فارسى قرآن آخرين اثر قرآنى مفسر است که به تازگى منتشر گرديده است.
4- خلاصه تفسير: پنج جلد تفسير آياتى از قرآن که خلاصه 60 سال تفکر قرآنى است اميد است به زودى در دسترس قرآن‏پژوهان قرار گيرد.
5- تفسير موضوعى 22 جلد چاپ نشده است.
6- ستارگان از نظر قرآن. پايان‏ نامه دکتراى مفسر
7- حکومت قرآن‏
8- مسيح از نظر قرآن و انجيل‏ و ....  

نسیم سحر دات آی آر

تعجیل در ظهور آقا امام زمان عج صلوات

مطالب مرتبط

تظرات ارسال شده

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی